داستان ما

joanna.jpg

 

در سن دوازده سال ندیر نوری برای فرار از استخدام طالبان از افغانستان فرار کرد.او سواد نداشت و نه او به زبان کشور هایی که در آن فرار کرده بود صحبت میکرد. بعد از چهار سال فرار وی در یونان فرود آمد. برخلاف پسر او زمانی بود که از سرزمین خود فرار کرد، ندیر خواندن، نوشتن و صحبت کردن در پنچ زبان را آموخت. او برای اولین بار در زندگی خود به کتاب ها دسترسی داشته و به همین دلیل تمام زندگی اش(و زندگی بسیاری از اطرافیانش) تغییر کرده است. او نه تنها زبانها را آموخت، بلکه جهانی دیگری بزرگتر از بسیاری از ایده ها و آرمان های دیگر بود که قبلا در معرض آن بود. امروز ندیر فارغ التحصیل دبیرستان است و به عنوان یک مترجم در یونان در حال که بحران پناهندگان گشترش میابد، خدمات حیاتی ارايه میکند. او همچنین یک عکاس مشتاق و فعال حقوق بشر است.

 

یوهانا نیسیریو در آتن به دنیا آمد و بزرگ شد و در کانال های ایم تی وی و نیکلودیون به عنوان یک تولید کننده حرفه ای موفق کار کرد، با این حال زمانیکه یوهانا بحران پناهندگان را دید، او میدانست که نمیتواند در حاشیه نشسته و تماشا کند، او مجبور بود اقدام کند. او مجبور شد کاری انجام دهد چون یک بخش خانواره یوهانا بحران پناهندگی را تجربه کرده اند. امفیتریتی مادر برزگشر در سال ۱۹۱۷ یک پناهنده از ترکیه بود. خانواده امفیتریتی مجبور شد با کمتر از یک روز اطلاع و تنها چیزی را که متوانستند حمل کنند با خود گرفته ترکیه را ترک کردند. هنگامی که آنها وارد یونان شدند، آنها به یک اردوگاهی پناهندگی قرار گرفتند که والدینش به سرعت ازبین رفتند. امفیتریتی یک یتیم چهار ساله بدون غذا و بدون کسی که ازش مراقبت کند در یک کشور جدید بود، وی مجبور شده تا دیوار ها را خراشید، گچ را ازبین برده،آن را خورده، شکم خود را سیر کند تا زنده بماند. در نهایت یک خانواده محلی او را در آغوش گرفته و برای او فراهم کرد، او را به مدرسه فرستاد و زندگیش را به فرصت هایی که او دیگر خودش نمیتوانست، باز کرد. مراقبت از دیگران و آموزش و پرورش، ارزش های مرکزی است که خانواده یوهانا به آن اعتقاد دارند.

؛تغیرات که میخواهید در جهان ببینید باشید؛
— مهاتما گاندی

 

 

در پاسخ به بحران کنونی، یوهانا از کار و امنیت که برایش تامین شده بود گذشت، تا بتواند تمام وقتش را در مورد علت پناهندگان و مهاجران صرف کند. او تصمیم گرفت تا خانه خود را برای کمک به یک پناهجو باز کند. پناهجو را که او منزل دا یک مرد جوان خجالتی، سخت کار و هنرمند به نام ندیر بود.این ملاقات زندگی آنها و بسیاری از اطرافیانشان را تغییر خواهد داد.بجای پناهجویان بدون چهره، ناگهان یک نام و چهره برای مردم واقعی وجود داشت که او و دیگران احساس میکردند مجبور به کمک هستند.

 

ندیر و یوهانا باهم سازمان ما به کتاب نیاز داریم را تشکیل دادند.

 

بحران پناهندگان و مهاجران در یونان برای چندین سال ادامه دارد. در حالی که بسیاری از کارکنان سخت کار ، کارکنان سازمان های غیر دولتی و شهروندان در حال کار بر روی راه های برای کمک به پناهجویان و مهاجران برای زنده ماندن ازین بحران هستند، تلاش های کمی برای تمرکز بیشتر بر بقای و کمک به پناهندگان و مهاجران در یونان وجود دارد. سازمان ما به کتاب نیاز داریم متمرکز به آینده و به سمت ایجاد یک اجتماع یونانی قوی و فراگیر است.

 

با ایجاد یک فضای چند فرهنگی، تامین دسترسی به دانش و ایجاد همبستگی اجتماعی، ما میخواهیم مهاجران دسترسی به اطلاعات، مردم و جامعه داشته باشند تا بتوانند زندگی جدید خود را در یونان و اتحادیه اروپا آغاز کنند. ما میخواهیم آنها را به رویای بزرگتر الهام بخشیم. ما دوست داریم یک دختر کوچک از افغانستان را تصور کنیم که حتی نمیداند چگونه یک مداد را نگهدارد و یا اسم خود را املا کند، ما میخواهیم به او فرصت بدهیم که نویسنده باشد. این فقط به این دلیل نیست که ما میخواهیم به این دختر کوچک فرصت بدهیم، اما جهان با کتاب او یک جایگاه بهتر خواهد بود.